Amir Azimi – Bot
متن آهنگ بت از امیر عظیمی
لبخند مرا بس بود آغوش لهم میکرد آن بوسه مرا میکشت تب منهدمم میکرد
هر طور دلم میخواست آینده جلو میرفت هر شعبده ای دستش رو میشد و لو میرفت
از برف گریزانم تن سوخته در آتش در قلب زمستانم تن سوز تر از آتش
یک مستی سر دستی در بود و عدم بودم گور پدر دنیا مشغول خودم بودم
یا کنج قفس یا مرگ این بخت کبوتر باز دنیا پل باریکی بین بد و بدتر هاست
ای بر پدرت دنیا آن باغ جهانم کو دریاچه آرامم کوه هیجانم کو
نظرات